تبليغاتX
تورکان نیوز
ملک با کفر می ماند با ظلم هیهات

زنگان سسی : فعالان حرکت ملی با وجود نداشتن امکانات مالی و یا مدیا با پخش تراکت، حمایت خود را از فعال حقوق بشر سعید متین پور اعلام کردند و خواستار آزادی ایشان شدند .

گروهی از فعالان حرکت ملی آذربایجان در سطح شهر تهران اقدام به پخش و چسباندن تراکت کردند . سعید متین پور که یک فعال مدنی آذربایجان میباشد با حکم قاضی دادگاه انقلاب تهران به هشت سال زندان محکوم شده است ، 20 تیر ماه 88 پس از حضور در دادگاه انقلاب بازداشت شده و جهت سپری کردن دوران محکومیت خود به بند 209 زندان اوین انتقال داده شد اما متاسفانه فعالان حقوق بشر(بجز اداپ و آسمک) و یا شبکه های تلویزیونی که از اروپا و آمریکا پخش میشوند این خبر را و یا حمایت خود را از این فعال اعلام نکردند ،این در حالی ست که اگردرافغانستان یک اتفاق کوچک روی دهد دوربین های این شبکه ها خیلی سریع روی آن تمرکز کرده وبطور گسترده منعکس می کنند.

  اما همین شبکه ها از سعید متین پور که یک فعال حقوق بشر میباشد و به هشت سال حبس محکوم شده و در شرایط نامناسبی در زندان از بیماری قلبی رنج میبرد خبری منعکس نمی کنند .این در حالیست که در تمام انقلابهای تاریخ ایران آذربایجان و فرزندان غیور آن همیشه پیشقدم بودند

نوشته شده توسط  در ساعت  | لینک  | 

بدهی به قومیت‌ها در ایران - یادداشتی از یک روزنامه نگار فارسی زبان

سالمرگ صمد بهرنگی مردی که در زمان حیاتش هرگز تسلیم ظلم حکومت نشد و فشار حکومت تنها توانست او را قوی تر سازد بهانه‌ای شد برای نوشتن نامه به همه سبزهای ایرانی:

من یک روزنامه نگار ساکن تهران هستم اصلیتم به شمیران می‌رسد اما به دلیل تهدیدات فراوان تهران را به مقصد یکی‌ از شهر‌های کوچک آذربایجان غربی ترک گفتم از وقتی‌ به این شهر آماده‌ام با بسیاری از ترک‌ها صحبت کردم و دائم به دنبال جواب این سوال بودم که از روز بیست پنج خرداد ذهنم را آزار می داد :چرا تبریز که همیشه از پیش قراولان مبارزه با ظلم و جور حکومت مرکزی بود مانند گذشته همکاری نکرد؟چرا ستار خان‌ها و باقر خان‌های این خطه در مقابل این همه ظلم و جور سکوت پیشه کردند؟و من امروز جواب این سوال را در متفق القول بودن مردم ترک یافتم آنها می‌گویند چون در زمانی‌ که ما با ظلمی که حکومت به ما می کرد مبارزه می کردیم ودست به تظاهرات میزدیم مردم مرکز نه تنها به یاری ما نیامدند بلکه به ما خندیدند. اعتراف می‌کنم من یکی‌ از کسانی‌ بودم که اعتراض به حق قوم ترک نسبت به کاریکاتور ما نا نیستانی* را به سخره گرفتم و گفتم چه مردم بی‌ کاری که برای یک همچنین چیز کوچکی به خیابانها می ریزند.آن زمان‌ها متوجه این موضوع نبودم که هویت و ملیت مانند ناموس مردم است چون هیچوقت به هویت‌و ملیتم توهین نشده بود. از زمانی‌ که یادم می اید در ایران و در مرکز قومیت‌ها مسخره می‌شدند و تک تک ما سربازان گمنامی بودیم که تیشه به ریشه اتحاد ایران زمین می زدیم. یادم می اید زمانی‌ که به مدرسه ابتدایی می رفتم مدیر مدرسه ما برای اینکه بچه‌ها را شاد کنند به قیمت خرد کردن شخصیت بچه‌های ترک زبان صبح‌ها سر صف یک جک ترکی تعریف می کرد. همین الان آنقدر از این دست جوک‌ها در ذهن دارم‌که می‌توانم کتابی‌ در این مورد بنویسم اما می‌خواهم همه را به زباله دن تاریخ بریزم چرا که اگر همه این کار را نکنیم و جبران مافات نکنیم نه تنها جلوی دیکتاتوری شکست خواهیم خرد بلکه دچار مشکلاتی عدیده بین خودمان خواهیم شد دوستانم ایران فقط تهران نیست ایران از کوه گوات تا سرخس و خرم شهر است چرا نباید هرکس بتواند عشقش را به زبان مادری در آن فریاد بزند بدانید‌ بدون اتحاد اقوام ایران معنایی ندارد -من فارس نیستم من ایرانیم.

حکومت‌های دیکتاتوری همیشه در ایران توانسته اند از تفرقهٔ موجود بین قومیت‌ها اتحاد را از آنها بستانند و متاسفانه هیچ وقت نیروهای مخالف حاکمیت این هوشیاری را نداشتند که باور کنند ایران برای همهٔ ایرانیان است و فقط با اتحاد است که می توانند از عهدهٔ حکومت مرکزی برایند. باور کنید آنقدر که خودمان آب به آسیاب حکومت ریختیم و به آنها اجازهٔ بهر برداری از این موضوع را دادیم و به خواسته‌های به حق قومیت‌ها از منظر تجزیه طلبی نگاه کردیم حکومت نتوانسته این کار را انجام دهد. شاید شما هم این سوال در ذهنتان شکل گرفته باشد چرا وقتی‌ بیشترین انگیزه مبارزه با حکومت را قومیت‌ها دارند نتوانستیم از این پتانسیل استفاده کنیم؟هم اکنون هم که مشغول خواندن این مطلب هستید با خود میگوئید الان که وقت این حرف‌ها نیست الان مسائل بزرگتری پیشروی جنبش هست بعدأ راجع این موضوعات صحبت خواهیم‌ کرد دوستان من می شود به من بگوید کی‌ وقت این حرف ها می شود از قبل از انقلاب مشروطه هر گاه اقوام , کوچکترین خواسته‌های خود را طلب کرده اند به آنها گفته‌ایم فعلا وقتش نیست ایران الان در شرایطی نیست که راجع به این چیزها صحبت کنیم‌‌ همیشه هم الی ماشاا... بهانه داشتیم :کودتا, انقلاب, جنگ و بازی‌ها روزمره‌ای که حکومت برایمان می ساخت امید قومیت‌ها را برای احقاق حقوقشان در ایران زمین از بین برد و ما همیشه از اقوام این انتظار را داشتیم که از کمترین حقوق خود بگذرند و ۱۰۰ سال است که داستان به همین منوال می‌گذرد و همیشه مردم مرکز در کنار حکومت متفق القول به قومیت‌ها گفته اند حالا نوبت شما نیست بفرمائید ته صف. آن بی‌چاره‌ها هم همیشه منافعی که ما نام ملی‌ به روی آن گذاشتیم را بر منافعی قومی خود ترجیح دادند و سکوت کردند .

درست است که حکومت‌های دیکتاتوری‌هرگز تاریخ را مطالعه نمی کنند اما ماهم که در حال مبارزه با آنها هستیم نباید این کار را بکنیم؟جنبش مشروطه را بررسی‌ کنید اتحاد شکل گرفته در آن زمان باعث رسیدن مردم به حقوق خودشان شد اتحادی که روز به روز خلأاش بیشتر در جبش حس میشود جنبشی که تنها با اتحاد همهٔ اقوام می تواند ایران زمین را از دست این با دوستی‌ دشمنان نجات دهد.

باور کنیم ما مقصر بودیم و هستیم و جوابی‌ برای این گفته‌شان نداریم وقتی‌ می‌گویند انقلاب ۵۷ ما به مرکز پیوستیم چه شد؟ چه روز نویی برایمان پدید آمد؟ نصیبمان جز مسخره کردن هویت مان چه بود؟ به هویت و ملیتمان توهین کردند و گفتند شما ترک نیستید شما آذری زبانید, زبان شما یک لهجه از زبان فارسی‌ است قومیتمان را به سخره گرفتند و مارا تجزیه طلب خواندند در حالی‌ که خودشان مارا به این سمت سوق دادند وقتی‌ هیچ حقی‌ را برای ما قائل نشدید ما مجبور به بیان تفکر تجزیه شدیم حالا به ما بگویید تجزیه طلب ما هستیم یا شما؟ما ترک به دنیا آمدیم حالا باید چکار کنیم؟گناهمان چیست؟حالا باید چکار کنیم؟با انگ تجزیه طلبی نمی گذارید در مدرسه‌هایمان زبان ترکی تدریس شود و فرزندانمان زبان مادری خود را بیاموزند چرا معلمانی که خارج از وقت کاری خود زبان مادریمان را تدریس می کنند به شدت مورد مواخذه قرار می دهید و به جرم اقدام علیه امنیت ملی‌ او را به زندان می‌‌افکنید؟کدام امنیت ملی‌ ملیت یک قوم را تا آنجا زیر سوال می برد که به او می‌گویند باید زبان مادریت را فراموش کنی‌؟این اقدام علیه امنیت ملیست, یا جلوگیری از رواج تفکر فاشیستی؟

آری دوستان سبز اندیش من, هیچ جواب قانع کنننده‌ای در مقابل آنها نداریم و همین امربود که باعث خاموشی حواشی کشور بعد از جریان انتخابات شد تا به حال به این موضوع فکر کرده بودید که قبل از شروع انتخابات چرا همه جا شلوغ بود و مرکز آرام اما بعد از انتخابات جای مرکز و حواشی عوض شد؟جواب یک دوست ترک‌م این است: وقتی‌ جلوی چشم من به کسی ظلمی شود و من از او دفاع نکنم نباید انتظار این موضوع را داشته باشم که زمانی‌ که به من ظلمی شد او از من هواخواهی کند.

هموطنانم, برادرو خواهر ترک و کرد و لر و بلوچ و گیلکی و مازنیم من به عنوان فرزند کوچک شما به عنوان قطره‌ ای از دریای ایران رسما بخاطر تمام ظلم هایی که به شما خوداگاه و ناخود آگاه رفته عذر خواهی‌ می‌کنم و هر کاری می‌کنم تا بتوانم این موضوع را جبران کنم از همهٔ برادران و خواهران تهرانی‌ و فارسم نیز می‌خواهم برای موفقیت علیه کودتا چیان باید ظلم هایی را که خواسته یا ناخواسته علیه قومیت‌ها کرده ایم بپذیریم و به هر نحوه ممکن برای جبران این موضوع تلاش کنیم و دل‌ شکسته‌شان را التیام بخشیم واولین قدم را به سمت اتحاد برداریم و اشتباهات گذشته خود را جبران نمائیم که برای این مهم من کارهأی که باید انجام دهیم را به شرح زیر دسته بندی کردم: 1-باید همه به این باور برسیم که ایران برای همهٔ ایرانیان است و ایران کشور فارس‌ها نیست که اگر بود نامش فارسستان بود نه ایران و کسی‌ در ایران نوین جایگاه ویژه‌ای به سبب قومیت خود ندارد 2-به قومیت‌ها اطمینان دهیم که در صورت تغییر حق ما و حق آنان از ایران برابر است و ما تنها زمانی‌ که به آنها نیاز داریم آنها را برادر و خواهر خود خود نمی دانیم و ایران را برای همهٔ ایرانیان می‌دانیم و در مقابل خواسته‌های‌شان به آنها انگ تجزیه طلبی نخواهیم زد 3-این کارخانهٔ جوک سازی و تخریب هویت را تعطیل کنیم و به هیچ وجه نگذاریم ملیت کسی‌ مورد تمسخر قرار گیرد و هیچوقت دوباره در این چاه گرفتار نشویم و اگر کسی‌ هم خواست جلوی ما جوکی بگوید با او مخالفت کنیم تا به یاری خداوند بتوانیم اعتماد از دست رفتهٔ حواشی به مرکز را دوباره احیا کنیم.

سردمداران جنبش ایران نوین اکنون یک ترک و یک لر هستند حیف نیست اقوام این دو راد مرد به ما اعتماد ندارند و به یاری ما نمی‌‌آیند اگر این کار هارا کردیم و به این باور رسیدیم که با انحصار طلبی مبارزه کنیم و ایران را برای تمامی ایرانیان بخواهیم پیروز خواهیم شد.اما, اما مادامیکه به این باور نرسیدیم و این حقیقت را در نظر نگرفتیم بزرگترین کمک را به حکومت جبرو جور کردیم و محکوم به شکست خواهیم شد و دیری نخواهد پایید که سبزیمان به زردی خواهد گرایید.

علی‌ شکیبا 14/06/88

 

پی نوشت:

-------

*مانا نیستانی در این کاریکاتور با یکی‌ از الفاظ ترکی‌ متاسفانه چیزی را به قوم ترک نسبت داده بود. هرچند که آن روزها من با مانا صحبت کردم و او گفت از این عمل قصدش توهین نبود و نیز بسیار از این اشتباه پشیمان بود اما این دلیل به مسخره گرفتن اعتراض به حق ترک ها نمی‌شد

نوشته شده توسط  در ساعت  | لینک  | 

راهکار اعلمی برای تحصیل به زبان مادری

"مسدود کردن راه خدا" یا "جنایت آپارتاید" در دولت مهرورز !؟

تشویق و ترغیب شهروندان به کسب علم و دانش و ادامه تحصيل، بزرگترين خدمت به اعتلاي سطح دانش در یک جامعه محسوب مي‌شود.

به همین سبب در اغلب کشورها مقامات و مسئولان مربوطه اهتمام خود را صرف برطرف نمودن موانع تحصیل شهروندان خود و ارتقای تحصیلی آنها می نمایند.

حتی در رژیم گذشته هم اگر کسی مرتکب شدیدترین جرائم سیاسی می شد عملا او را از ادامه تحصیل در دانشگاهها محروم نمی کردند. ....


ادامه مطلب
نوشته شده توسط  در ساعت  | لینک  | 

 اعدام شش ترک مسلمان و مبارز در چین

میللی حرکت سه شنبه ۲۱ مهر ۱۳۸۸: شش نفر از مسلمانان منطقه سین کیانگ چین در دادگاهی در این کشور به اتهام مشارکت در ناآرامی های اخیر چین به اعدام محکوم شدند. این نخستین دادگاه مرتبط با اعتراضات گسترده ای است که حدود سه ماه پیش در منطقه مسلمان نشین سین کیانگ چین روی داده بود. خبرگزاری دولتی"چین جدید"در این باره اعلام کرد محکومان در این دادگاه متهم به ارتکاب قتل شده اند. همگی محکومان به اعدام از نژاد اویغور هستند که زبان آنها یکی از شاخه های ترکی است. شهر اورومچی مرکز منطقه سین کیانگ سه ماه پیش از این شاهد شدیدترین اعتراض های مردمی و سرکوب سخت آنها از سوی نیروهای دولتی بود.در این تنش ها 197 نفر کشته شدند.

  اعدام شش عرب از جمله دو زن در زندان احواز
میللی حرکت سه شنبه ۲۱ مهر ۱۳۸۸: دستگاه قضايی جمهوری اسلامی در يک اقدام جنايتكارانه شش زندانى را كه دو تن از آنان زن بودند، در زندان كارون اهواز بدار آويخت. کیهان حکومتی: به منظور مبارزه قاطع با مجرمان، حكم اعدام شش نفر در استان خوزستان در يك هفته اخير به اجرا درآمد. به گزارش روابط عمومي دادگستري خوزستان، در صبحگاه 14 مهرماه حكم اعدام عبدالله-ج، خديجه-ج، فوزيه-ج و در صبحگاه 16 مهرماه جاري نيز حكم اعدام عداي-ب و سعد-ب كه در شعبه چهارم دادگاه انقلاب اهواز به دليل قاچاق مواد مخدر به اعدام محكوم شده بودند (!)به اجرا گذاشته شد.

انتقال امید شکری مترجم نویسنده 

 و فعال دانشجویی آذربایجانی به بندعمومی زندان اردبیل

میللی حرکت دوشنبه ۲۰ مهر ۱۳۸۸: امید شکری خبرنگار خبرگزاریهای ایسنا و میراث خبر اردبیل و مدیر مسئول سابق نشریه سایان دانشگاه پیام نور اردبیل که روز چهارشنبه ۲۵ شهریور ٨٨ پس از بازگشت از ترکیه بازداشت شده بود به بند عمومی زندان اردبیل منتقل شد. به گفته نزدیکان خانواده شکری، این روزنامه نگار و فعال سابق دانشجویی آذربایجان روز پنجشنبه ۱۶ مهر ٨٨ پس از تحمل ۲۳ روز بازداشت در سلول انفرادی اداره اطلاعات اردبیل به بند عمومی زندان این شهر منتقل شده است. قاضی قندستانی بازپرس شعبه پنج بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب اردبیل در پاسخ به سوالات خانواده شکری از بیان علت بازداشت و اتهام شکری امتناع کرده و درخواست خانواده برای تبدیل قرار بازداشت به وثیقه را علیرغم اتمام تحقیقات رد کرده است.

 

نوشته شده توسط  در ساعت  | لینک  | 

روز آنلاین:نرگس کلهر، دختر مهدی کلهر مشاور محمود احمدی نژاد که با فیلمی در محکومیت شکنجه به فستیوال حقوق بشر نورنبرگ آلمان رفته بود،به غرب پناهنده شد تا ضمن نشان دادن آنکه با پدرش ارتباطی ندارد،این را نیز گفته باشد که«اگر قرارست از بین برویم ،بگذارید خودمان راه مان را انتخاب کنیم.»

نرگس 25 ساله که بیش از یک سال است با....


ادامه مطلب
نوشته شده توسط  در ساعت  | لینک  | 

صدور احکام حبس برای فعالین مدنی آذربایجانی در رشت Print This Page!!!

ساوالان سسی: شعبه یک دادگاه تجدید نظر استان گیلان ودود اسدی و حسین رحیمی از فعالین مدنی آذربایجانی در رشت را به ترتیب به یکسال و شش ماه حبس تعلیقی محکوم کرد.

بر اساس حکم صادره از سوی دادگاه تجدید نظر، که به صورت شفاهی به اسدی ابلاغ شده است این فعال مدنی آذربایجانی به اتهام تبلیغ علیه نظام و قومیت گرائی به یکسال حبس محکوم شده که این حکم به مدت پنج سال به حالت تعلق در آمده است. همچنین حسین رحیمی فعال دانشجویی آذربایجان در رشت نیز به شش ماه حبس تعلیقی و ۱۰۰ هزار تومان جریمه محکوم گردید.

جلسه رسیدگی به پرونده این دو فعال آذربایجانی روز سه شنبه ۵ خرداد ۸۸ در شعبه یک دادگاه تجدید نطر استان گیلان به ریاست قاضی امیر ناصری برگزار شده بود و حکم صادره در روز۳ مهر ۸۸ به صورت شفاهی در اجرای احکم دادگستری گیلان به این افراد ایلاغ شده است. مسئولین قضائی از ابلاغ کتبی حکم به این فعالین امتناع می کنند.

پیش از این شعبه یک دادگاه انقلاب رشت به ریاست قاضی مصطفوی نیا طی حکمی ودود اسدی و حسین رحیمی از فعالین آذربایجانی در رشت را به ترتیب به تحمل یک سال و شش ماه حبس تعزیری محکوم نموده بود. نامبردگان اوایل مرداد ۱۳۸۷ توسط ماموران امنیتی رشت بازداشت و پس از تحمل بیش از یکماه بازداشت موقت در بازداشتگاه اداره اطلاعات رشت به قید وثیقه از زندان آزاد شده بودند. این فعالین در مدت بازداشت تحت شکنجه جسمی و روحی قرار گرفته و جهت دادن اعترافات دروغین تحت فشار بوده اند.

 

نوشته شده توسط  در ساعت  | لینک  | 

سعید جان!

نه تنها ما که همدرد تو بودیم بلکه بسیاری از کسانی که حرفی برای گفتن دارند اما مکان و امکانی برای بیان آن ندارندُ یک صدا می گویند:

کجای این شب تیره

 بیاویزم قبای ژنده ی خود را !!

 

زنگانین کوچه لری سنی گوزلور قارداش

نوشته شده توسط  در ساعت  | لینک  | 

برای مردی از تبار انسان / به بهانه سالروز میلاد سعید متین پور

حمید عسگری نژاد

می دانم و خوب می دانم که دیوارهای بلند اوین کوتاه تر از آن است که مانع فراموشی سالروز میلادت شود، می دانم و خوب می دانم که دیوارهای بلند اوین امروز را به نام تو و فقط تو ثبت خواهند کرد، می دانم و خوب می دانم این دیوارهای کذایی هم اینک تو را در محاصره گرفته اند تا فراموشت شود که چه روزی و در کجای این جهان به نظاره نشستن این دنیای پر از دزدان بی شرف را آغاز کرده ای، اما پیش از همه ی این ها می دانم و خوب هم می دانم که دیوارهایی به این بلندی نتوانسته و نخواهند توانست که استقامت و ایمانت را بگیرند.

نامت سعید است و نام فامیلت متین پور، از تبار انسان، از تبار باران، از تبار تک درختان کوهستان ها، از تبار دریا و از تبار ... .

از تبار انسانی، چون همه ی آنها که می شناسندت به انسانیتت، به صداقت و راستیت، به پاکی و بی آلایشیت، به مهربانی و قلب رئوفت باور دارند.

از تبار بارانی و چون باران پاک و زلالی، چون باران وقتی باریدن آغاز می کنی تمام ناپاکی ها و پلیدی ها را با خودت می بری و به دست باد می دهی تا شاید این دنیا منزه شود از هر آنچه تزویر و ریاست.

از تبار تک درختان کوهستانی و چونان آنان مقاوم، سر سخت، با ایمان و پایداری. آفتاب تیز و بی آبی و زمستان سخت را ترجیح می دهی به ناز و نعمت و هم این هاست که امروز شده ای جزو با شرف ترین انسانهای روی زمین و چونان برخی حاضر نشدی کسی برای شرفت قیمت گذارد.

از تبار دریایی و چون دریا بزرگ و زلالی، چون دریا آرام و بی قراری، چون دریا پاک و منزهی.

سعید، سعید عزیز! مدتهاست می خواهم برایت بنویسم، اما همان روزهای اول که صدای لرزان "عطیه" را پشت خطهای رادیو و تلویزیون شنیدم، پشتم لرزید، جان و دلم لرزید و خجالت کشیدم از خودم، از تو، از عطیه، از پدر و مادرت و از دوستانی که با هم بودیم. خجالت کشیدم از شرف، از ایمان، از صداقت و از راستی و چقدر دلتنگ تو و عطیه ات شدم. نمی دانم روزی که به اوین می بردنت کمرت در چه حالی بود، با معده ی بیمارت چه کرده بودی و با سرگیجه های مدامت چگونه کنار آمدی. اما ایمان دارم که برای ایمان و باورت، تمام تلاشت را به کار بردی تا دشمن خمی کمرت را نبیند، ایمان دارم که با قامتی راست و با ایمانی راسخ قدم در زندانی گذاشتی که امروز مقدس ترین جای این گیتی شده است لعنتی!

سعید، سعید مهربان! یادم هست روزهای نخستی را که با تو آشنا شدم؛ چه دیر بود و اما چه زود توانستی با منشت، گفتار با عملت، کردار نیکویت و سراپا عشق و راستی و صداقتت جذبم کنی. خیال می کردم این فقط منم که سعید را دوست دارم، گذشت روزها و هفته ها و ماه ها گذشت و من تازه فهمیدم نه این خیالی است زهی باطل! چرا که سعید را هر آنکس که می شناسد دوستش می دارد. من دیدم با چشم خودم دیدم که هر کس سخن از سعید آغاز می کند در حیران است از رفتار و کردار این بشر که حتی دشمنش را در اوج می نشاند و ارجش می نهد، تنها به صرف این که مهمان خانه اش است.

اصلن نمی دانم، چگونه صداقت و پاکی و استواری او را با قلم به تصویر کشم. سعید برای من نمادی از ایمان، استقامت، راستی و پاکی است. و من نمی دانم، هیچ نمی دانم، به کدامین گناه ناکرده باید هشت سال از بهترین دوران عمرش را در پشت دیوارهایی به بلندی اوین سپری کند. و من اصلن نمی دانم هشت سال چقدر طولانی است، فقط می دانم هشت سال می شود 96 ماه، می دانم هشت سال می شود 3 هزار و پانصد و چهل روز و می دانم که هشت سال می شود 840 هزار و 960 ساعت. من فقط می دانم که تحمل این همه مدت مختص سعید و سعیدهایی است که برای هدفشان از هر چیزی گذشته اند و شرافتشان را هیچ احدالناسی قادر به خریدش نیست.

حالا سعید پشت آن دیوارهای کذایی بلند نشسته است اما من فقط می خواهم برای سعید جمله ای بنویسم:

سعید جان دوغوم گونو قوتلو اولسون، بونو اینان بیز دنیانین هر یئرینده اولساق سنین آدین داغلار بویویجا سسلیجیک.

نوشته شده توسط  در ساعت  | لینک  | 

سه شنبه 7 مهر 1388 ساعت 12:58 PM

 

 

روز آنلاین : همسر سعید متین پور خبر از وخامت حال این روزنامه نگار در زندان داد. متین پور روزنامه نگاری است حدود سه ماه است که در زندان اوین به سر می برد و طبق حکم دادگاه انقلاب باید ۸ سال از عمر خود را در زندان بگذراند.

متین پور در آخرین ملاقات خود در روز گذشته (شنبه) به همسر خود گفته است، هفته گذشته دچار مشکل قلبی شده است و همبندیان وی او را به بهداری زندان برده اند. پزشک بهداری مشکل او را عصبی تشخیص داده است و با تزریق سه آمپول او را به بند منتقل کرده است. داروهایی ویژه اعصاب که این پزشک تجویز کرده است هنوز به دست سعید نرسیده است. علائمی که متین پور درباره آن ها حرف زده است بیش از پیش به نگرانی خانواده سعید افزوده است. او گفته است قلب او تیر کشیده و درد به پشت ریه هایش متقل شده است، رنگش به شدت پریده و دست چپ او نیز درد گرفته که این درد همچنان ادامه دارد. همچنین ریه های متین پور عفونت کرده است که وی به دلیل مشکل معده قادر به مصرف آنتی بیوتیک نیست. این زندانی سیاسی نیاز مبرم به درمان خارج از زندان دارد و خانواده او به شدت نگران حال او هستند.

همسر متین پور در مصاحبه با روز آنلاین: سعید متین پور دچار مشکل قلبی و ریوی شده و وضعیت وی در زندان اوین وخیم است

متین پور پیش از این به مدت ۱۰ ماه در زندان های زنجان و تهران مورد بازجویی قرار گرفته بود. در این مدت خانواده او هیچ اطلاعی از دلیل بازداشت و اتهام او و نیز محل نگهداری وی نداشتند. متین پور در این مدت تحت بازجویی های سختی قرار گرفته بود که آثار فشار آن هنوز با دردهای جسمی مزمن در بدن وی وجود دارد. دردهای گوارشی و استخوان از جمله بیماریهایی است که متین پور پس از آزادی از بازداشت موقت درگیر آنها بوده است.

هوشنگ پوربابایی وکیل متین پور مدت یک ماه است که برای کسب مجوز مرخصی درمان برای این موکل خود تلاش می کند، اما تاکنون نتوانسته است این حکم را بگیرد.

عطیه طاهری به شدت نگران حال همسر دربند خود است و می گوید: "هفته پیش که با سعید تلفنی حرف زدم آن قدر سرفه کرد که نتوانست به صحبت ادامه دهد و گوشی را قطع کرد. امروز هم که به ملاقاتش رفتم مدام دست چپش را می مالید که هر چه می پرسیدم نمی گفت چه اتفاقی افتاده است و در نهایت موضوع هفته گذشته را گفت. او در تماس های تلفنی اش این موضوع را نگفته بود تا ما نگران نشویم ولی حال سعید بدون این اتفاق هم به قدری بد بود که مدام نگران او باشیم".

طاهری ابراز امیدواری کرد وکیل همسرش بتواند طی چند روز آینده مرخصی برای درمان وی از دادگاه بگیرد.

متین پور روزنامه نگار و فعال حقوق اقلیت ترک است که به اتهام ارتباط با بیگانگان و اقدام علیه امنیت ملی بازداشت و محکوم شده است. سند موجود در دست دادگاه برای اثبات اتهام کنفرانسی در ترکیه بوده است که متهمان آن پرونده همه گی تبرئه و یا به احکام تعلیقی محکوم شده اند و این در حالی است که متین پور حتی در آن کنفرانس شرکت نداشت و در آن زمان در ایران به سر می برده است.

نوشته شده توسط  در ساعت  | لینک  | 

سن دوشوندون دوشونجن تیکمه لره آغیر گلدی. سن دوغال حاقلارین اوستونده دوستاقلاندین. اولوسون یاخشی یاشام سورسون دئیه ظالیملره باغیردین. سوی سویله دین آما سویچو اولمادین. سویلاران گؤره سوچلاندین. دوشونوب دوشونجه نی باشقالارینا یایما سنین ان آغیر یوکون. اؤزگور دوشونجه لی اینسانلارا بوردا دوستاق یازیلمیش. سنین آدین چکمک ده بوردا یاساق اولور. سن بیر اولدوز دونیانین قارانلیق یئرینده ایسه یاشاسان دا یئنه ایشیق ساچاجاقسان. قارانلیقلار اؤنونده دیز چؤکه جک. بو بیر گئرچک.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط  در ساعت  | لینک  |